۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

تجليل از هفته كتاب و كتابخواني در باميان؛


از هفته كتاب و كتاب خواني در ولايت باميان،  بتاريخ 27 ثور 1391 از طرف رياست اطلاعات و فرهنگ باميان، تجليل به عمل آمده و صد ها قلم كتاب، ‌مجله و نشريه به نمايش گذاشته شد. اين نمايشگاه كتاب كه  در سالن كنفرانس مركز آموزشي حرفوي واقع در وسط بازار باميان تدوير يافته بود، به مدت دو روز ادامه داشته و با سخنراني چند تن از برگزرا كننده و برخي از نهاد هاي ديگر افتتاح گرديد.
در اين نمايشگاه برخي از نهاد ها، مانند شبكه جامعه مدني و حقوق بشر،‌ كميسيون مستقل حقوق بشر،‌ رياست هاي معارف، ‌حج و اوقاف، رياست اطلاعات و فرهنگ بخش نشرات دفتر مقام ولايت،‌ كتابها،‌ مجلات و نشريات شان را بصورت غير قابل فروش به نمايش گذاشته بودند. اما انجمن نويسندگان باميان،‌ كتابفروشي روشن،‌ كتابفروشي نظري بصورت قابل فروش كتابهاي شان را به در معرض ديد قرار داده بودند.
انجمن نويسدگان باميان در سال 1386 تأسيس شده و مهترين عرصه فعاليت آن،  نشر آثار نويسندگان مي باشد كه از بدو تأسيس تا به حال سه جلد كتاب را به نامهاي چكيده هاي اشك،‌ غنچه هاي خشكيده، دو اثر شعري از شعراي باميان و مزاري در روايت نويسندگان،  به چاپ رسانيده  كه به نمايش گذاشته شده بود و يك جلد كتاب ديگر بنام شناسنامه نهاد هاي مدني و احزاب سياسي ولايات باميان و دايكندي در دست چاپ دارند.
در اين محفل اسماعيل ذكي  هماهنگ كننده شبكه جامعه مدني و حقوق بشر در زون مركزي، بخش نشرات نهاد شان  را به معرفي گرفت و دستنامه هاي آموزشي حقوق زن، گذار از منازعه، حقوق بشر و عدالت انتقالي كه مطابق با نيازمندي ها بوجود آمده اند و مجله انگاره كه بصورت ماهوار به چاپ ميرسد و ساير نشرات شبكه را به معرفي گرفت. ونيز عبد الرحمان احمدي سخنگوي دولت محلي باميان، براي توليد فكر و زيربنا سازي اظهار آمادگي نموده و حمايت شان را از نويسندگان و قلم بدستان و كسانيكه توليد فكر مي كنند اعلان نمود.
برگزاري همچون نمايشگاهي در ولايت باميان سابقه نداشته و توليدات فرهنگي بخصوص كتاب در ولايت باميان داراي پيشينه كوتاهي بوده و فرهنگ كتابخواني نيز در اين ولايت در سطح پائين قرار دارد كه اين خود يكي از عوامل بازدارنده در مسير شركت شهروندان باميان در محفل افتتاحيه اين نمايشگاه مي باشد كه تعداد اندك  برخي نهاد هاي دولتي و غير دولتي در آن شركت كرده بودند.
در محفل افتتاحييه اين نمايشگاه، رئيس اطلاعات و فرهنگ باميان حضور نداشته و جمعه خان مهدوي مدير اداري اين رياست در صحبت هاي شان در ضمن گلايه از عدم شركت برخي از رياست ها و نهاد در اين مراسم،‌ به اهميت كتاب اشاره كرده و فرمودند كه هفته آخر ماه ثور از طرف جمهوري اسلامي افغانستان و وزارت اطلاعات و فرهنگ كشور به عنوان هفته كتاب و كتابخواني نام گزاري شده كه اميد است فرهنگ كتابداري و كتابخواني را تقويه نمايد و نيز به آينده باميان خوش بين بوده و معتقد است كه فرهنگ كتابداري و كتابخواني در اين ولايت در حال رشد است.
اما محمد جواد صادع،  يك تن از محصلين شركت كننده در اين محفل به اين باور است كه حتا محصلين دانشگاه باميان بصورت چپتركي ( جزوه ) مطالعه مي كنند و همان جزوه را ميخوانند  كه براي شان از طرف استادان  توصيه و داده شده است و خارج از آن روحيه مطالعه جانبي براي شان وجود ندارد. و علي پيام، يك تن از نويسندگان مقيم در باميان كه يك جلد كتاب او بنام مباني فكري عرصه حكومت داري ،‌ از طرف بودجه حكومت محلي باميان به چاپ رسيده و به نمايش گذشته شده بود، مشكلات نويسندگان كشور و بخصوص باميان را مشكلات مالي،  نبود بنگاه هاي نشراتي، عدم تأسيسات خصوصي در زمينه،  نبود برق و عدم حمايت دولت از نويسندگان و ناشرين ميداند كه اين مشكلات دست نويسندگان را در باميان بسته كرده اند.
در عين حال محمد جواد محمدي يك تن از محصلين دانشگاه باميان از نبود كتاب حتا در كتاب فروشي ها شكايت داشته و بدين باور است كه كتاب هاي مورد نياز شان در كتاب فروشي هاي باميان يافت نمي شود و بناچار بايد از طريق بعضي از اشخاص و يا از كابل بايد تهيه كرد.
اما اين نمايشگاه كتاب قبل از وقت تعيين شده اش بسته شد چون هيچ كسي در آنجا نرفت و يكي از كتاب فروشان فقط يك جلد كتاب فروخته بود. با توجه به مشكلات كتابداري و فرهنگ توليد كتاب و كتابخوني و فعاليت هاي كه در اين عرصه در ولايت باميان از سوي برخي از نهاد ها،  صورت مي گيرد ديده شود كه چه خواهد شد.

۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه

مصاحبه با مسوول مرکز آموزشی لنکلن در بامیان

مركز آموزشي لنكن در باميان يگانه مركزي است كه در سال 2008 دردانشگاه اين ولايت از طرف سفارت ايالات متحده امريكا ايجاد شده و خدمات رایگان؛ برای علاقمندان کمپیوتر، انترنت وکتاب ارائه می نماید. مدیر وبلاگ مصاحبه اختصاصی با مسوول این مرکز انجام داده است.

برادرمحترم تشكر از اينكه وقت تان را در اختیار ما قرار داديد،‌ در ابتدا خود تان را براي خوانندگان وبلاگ چکیده های اشک، معرفي نمائيد.
همدرد : تشکر واظهارامتنان دارم از شما که به مرکز آموزشي لنكلن تشریف آورده وجویای معلومات ازفعالیت های این مرکز شدید، جواد همدرد هستم، مسوول مرکز آموزشي لنكلن دربامیان.
تولا : اگر بفرمایيد اين مركز در باميان در كدام سال به فعاليت آغاز نموده است؟
همدرد: مرکزآموزشي لنكلن در بامیان درماه اکتوبرسال 2008 در دانشگاه بامیان با همکاری بخش امورعامه سفارت آیالات متحده امریکا، درکابل و دانشگاه بامیان، تاًسيس شده و از آن زمان تا به حال مصروف فعالیت های فرهنگی وآموزشي دربخش های مختلف می باشد.
تولا : چه نوع امکانات در اين مركز موجود است وشرايط استفاده از آنها چگونه است؟
همدرد : این مرکز با امکانات ومنابع لازم از قبیل کمپیوترهای وصل شده به انترنت، سِت بزرگ کُتب مختلف آموزشی و پژوهشی، سِت های ازسی دی و دی وی دی، در بخش های تقویه زبان انگلیسی، علمی، تاریخی، اجتماعی، صالون مجهز با میز و چوکی، تلویزیون، سیستم صوتی و پروژکتورمجهز می باشد. و تمام خدمات آن رایگان و عمومی می باشد. تمام علاقمندان و پژوهش گران در بامیان اعم از سازمان های مختلف اجتماعی، دانشگاه، مکاتب، ادارات دولتی و درمجموع تمام افراد که درجستجوی دانش و آگاهی اند و مخصوصا جوانان میتوانند ازمنابع و سهولت های این مرکز مستفید شوند.
تولا: خدمات كه اين مركز ارائه ميدارد، در كدام بخشها مي باشد؟
همدرد : به طور خلاصه برنامه های که این مرکز ارایه می کند قرار ذیل اند :
پروگرام های آموزشی، برنامه های لسان انگلیسی، برنامه کمپیوتر، برنامه انترنت، برنامه وبلاگ نویسی، ويب چت « مباحثه انترنتي ».
تولا : يكي از فعاليت هاي كه دربالا اشاره كرديد « ويب چت » بود، در رابطه با موضوعات آن اگر معلومات مختصر ارايه بداريد ؟
همدرد : پروگرامهای ویب چت (پروگرامهای آنلاین)؛ پروگرامهای ويب چت به صورت آنلاین توسط سفارت آیالات متحده آمریکا از کابل مدیریت می گردد. این پروگرام ها روی موضوعات مختلف علمی، تحصیلی (شامل بورسيه های آیالات متحده آمریکا در دوره های مکتب، دوره لیسانس، دوره ماستری و دکترا، دوره های کوتا مدت تحصیلی که سالانه برای کشور های مختلف در نظر گرفته میشود)، ویزای سالانه به آیالات متحده امریکا، موضوعات حقوق بشری و فرهنگی بشکل بحث، و پرسش و پاسخ مطرح میشوند، این نوع پروگرام ها یکی ازبهترین برنامه های هستند که مرکز آموزشي لنکلن با همکاری سفارت امریکا در کابل تهیه میدارند و اکثرا موضوع پروگرامهای ویب چت، توسط متخصصین آمریکایي و بعضا افغانها که در بحث مورد نظر صاحب نظر اند، رهبری و مدیریت میشوند. این برنامه زمینه های مشاوره ای برای متقاضیان فراهم می سازد.
تولا : چه نوع كتابها، در اين مركز وجود دارد ؟
همدرد : کتابهای موجود در مرکزآموزشی لنکلن شامل بخش های مختلف علوم انسانی و علوم تجربی است. این کتاب ها در یک دسته بندی کوچکتر، شامل کتابهای تاریخی، کتاب درباره امریکا، جغرافیایی، جامعه شناسی، مدیریت، زبان و ادبیات، کمپیوتر ساینس، انجینری، طب، ریاضیات، علوم سیاسی، و غیره رشته های علمی می باشد. در کنار کتاب ها و منابع که در بخش های علوم از آن نام گرفته شد، مجلات زبان و ادبیات، فرهنگی و روزنامه نگاری و مجلات حاكي از وضعیت زندگی مسلمانان در امریکا نیز در این مرکز قابل دسترس می باشد.
تولا : در كنار ارايه خدمات انترنتي و كتب، ديگر چه برنامه و فعاليت ها براي جوانان داريد؟
همدرد : ایجاد سیمینارها، ورکشاپ ها، تجلیل از روز های ملی و بین المللی ، برنامه های بحث و گفتگو درعرصه های علمی، حقوق بشری، حقوق زنان ، فرهنگی، روزنامه نگاری و غیره می باشند. پروگرامهای تبادل فرهنگی و نمایش فلم های علمی و تحقیقی، تاریخی و اجتماعی نیز از برنامه های دست داشته این مرکز می باشد. و در كنار آن خدمات پرنت و کاپی را برای جوانان و دانشجویان که مواد مورد ضرورت خویش را از انترنت این مرکز اخذ می نمایند نیز فراهم می سازد.
تولا : آيا براي نهاد و سازمانها ي مدني و بخصوص خبرنگاران زمينه استفاده از انترنت را بصورت بهتر فراهم كرده ايد؟
همدرد : مرکز لنکلن جهت رشد نهاد های مدنی در بامیان بر علاوه کمپیوتر های که در این مرکز موجود است؛ چندین « کابل » را که باشبکه جهانی انترنت وصل است جهت استفاده نهاد های مدنی و حقوق بشری، انجمن ها، اساتید، سازمانها و به خصوص ژورنالیستان اختصاص داده است. ژورنالیستان می توانند از این خدمات در مواقع ضرورت شان استفاده نموده و اخبار و گزارشات شان را به اسرع وقت به مراجع مربوطه شان بفرستند.

۱۳۹۱ فروردین ۹, چهارشنبه

مصاحبه با آمردفتر ولایتی کمیسیون مستقل انتخابات بامیان

دفترولایتی کمیسیون مستقل انتخابات در بامیان از سال 1385 به این طرف، توسط یک تن از جوانان اناث بامیان اداره می شود، جوانیکه در صحنه عمل برای سایر جوانان الگو بوده و در عرصه کاری خویش درخشش قابل قدری داشته است.
از این روبا ایشان مصاحبه ای انجام گرفته است واز او بشنویم که راه پله های موفقیت را چگونه پیموده است.

تولا: از حضور شما در مصاحبه و از اینکه وقت پرقیمت تان را در اختیار ما قرار دادید، ابراز تشکر و سپاس می نمائیم. درنخست خواهشمندیم که خود تان را برای خوانندگان معرفی نموده و بفرمائید که از کدام سال به این طرف در موقف فعلی قرار دارید؟
عطایی: بنام خداوند بخشنده بزرگ و داور برحق. ضمن عرض سلام و آروز موفقیت شما و خوانندگان بزرگوار؛ بنده صغرا عطایی آمر دفتر ولایتی کمیسیون مستقل انتخابات ولایت بامیان می باشم و از آغازین سالهای فعالیت دفتر مشترک تنظیم انتخابات در سال 1383 به عنوان مسوول بخش آموزشی در ولایات بامیان و دایکندی، با کاروان انتخابات همراه بوده ام واز سال 1385 بدین سو در این پست درخدمت مردم سربلند خویش قرار دارم.
تولا: باتوجه به موفقیت هایکه در زمینه کاری تان دارید، از موقف فعلی تان راضی هستید؟
عطایی: بلی. من علاقمندی خاصی به شغلم دارم به دلیل اینکه یک پروسه کاملا جوان است و از طریق آن می توان همدیگر پذیری و مردم سالاری را در جامعه نهادینه ساخت ، با درنظر داشت چالیشها و مشکلات موجود زمینه کاری برایم دلچسب و جذاب است.
تولا: شما یکی از جوانان موفق هستید، اگر بفرمائید که عوامل موفقیت شما چه ها بوده اند ؟
عطایی: همانگونه که در جواب سوال قبلی هم اشاره کردم، وقتی یک فرد نسبت به شُغلش علاقمند باشد این علاقمندی باعث رضایت شغلی شده و بزرگترین انگیزه را برای سعی و تلاش جهت نیل به هدف در سایه توکل به خداوند و داشتن وجدان کاری فراهم می آورد، با این وجود موفقیتم را مدیون تیم کاری جوان، متخصص، صادق و مسوولیت پذیر وحمایت های بی دریغ مردم آگاه وصلح دوست زون مرکزی می دانم .
تولا: شما در مدیرت درایت عالی دارید، می شود بگوئید که مدیریت را در کجا وچگونه آموختید؟
عطایی: اینکه کلمه عالی را به کار می برید نظر لطف شماست. با استفاده از برنامه های آموزشی که بر اساس نیازهای شغلی و به منظور ارتقای ظرفیت کارمندان در مرکز تدویر می گردید در کنار تبادل تجارب با مشاورین و متخصصین بین المللی که در جریان برگزاری پروسه انتخابات با دفاتر ولایتی همکار بودند مدیریت این بخش را فرا گرفتم، ودیگر این که در واقع کار در یک اداره آموزش یک مدیریت عملی برای کسانیکه خواهان یادگیری هستند می باشد.
تولا: شما در طول چندین سال، انتخابات های را که درسطح این ولایت براه انداخته شد رهبری نمودید، کدام موارد برای شما خیلی جالب و امید وار کننده بود؟
عطایی: با توجه به کوهستانی بودن منطقه وصعب العبور بودن راه ها، حضور پرشکوه مردم بخصوص زنان در پای صندوق های رأی، همکاری همه جانبه مردم و جوانب ذیدخل باکمیسیون مستقل انتخابات در برگزاری هرچه بهتر و شفاف انتخابات، استقبال مردم از تمامیی برنامه های کمیسیون مستقل انتخابات از جمله ثبت نام رأی دهندگان و آگاهی عامه از جمله موارد اند که برای من جالب و امید وار کننده بوده اند.
تولا: از آن جایکه شما یک خانم هستید و جامعه ما نسبت به زنان ، نسبتاً دید منفی دارند، آیا از این ناحیه با کدام مشکل و چالشی برخورد کرده اید؟
عطایی: با اطمینان میتوانم بگویم که جامعه ما نسبت به زنان دید منفی ندارند، بلکه با توجه به گذشته که زنان حضور کم رنگ تری در پستهای کلیدی داشته اند، جامعه ما نسبت به توانایی های یک زن تردید دارند و یقیناً چالیشهای فرا روی فعالیت های اجتماعی زنان وجود دارد و من از اینکه خود را توانمند احساس میکنم تا حال با تمامی مشکلات مبارزه کرده ام.
تولا: سهمگیری مردم بامیان بخصوص جوانان در انتخابات ها تاچه اندازه بوده، به چه پیمانه ای امید واری این وجود دارد که انتخابات درمنطقه نهادینه شده و بعنوان یک اصل اساسی دموکراسی با آن برخورد صورت گیرد ؟
عطایی: سهمگیری مردم بخصوص نسل جوان در تمامی دوره های انتخابات قابل قدر است ، تجربه ثابت کرده که در یک محیط امن با استفاده از علاقمندی مردم یک پدیده نو همانند انتخابات زود تر نهادینه می گردد و از سوی دیگر جوامعی که همیشه محروم هستند و انتخابات آزاد و عادلانه یگانه راه رسیدن به حقوق شان می باشد ، زمینه و بستر بهتر برای نهادینه شدن انتخابات و جود دارد.
تولا : با توجه به تجاربی که دارید، فرصت های مشارکت جوانان ذکور و اناث را در انتخابات ها بعنوان کاندید چگونه ارزیابی می کنید ، آیا جوانان میتوانند اعتماد مردم را به خود شان جلب نمایند؟
عطایی: فرصت برای مشارکت جوانان با توجه به قوانین نافذه کشور وجود دارد و ما جوانان زیادی را در چند دوره کاندید داشتیم ولی وقتی صحبت از جلب اعتماد مردم می شود خوب است چهره جوانی که خود را کاندید می کند ویژگی های شخصیتی، توانائی ها و تعهدش برای مردم تعریف شده باشد یعنی یک چهره کاملا مردمی باشد تا بتواند در این راه موفقیت و تأثیر گذاری داشته باشد.
تولا: اگر کدام گفتنی و پیام خاصی برای جوانان داشته باشید ، می شود از این طریق نشر شود .
عطایی: من به تعهّد و توانمندی و استقلالیت فکری جوانان ایمان دارم و بر این باورم که جوانان ما با عزم راسخ ، با تکیه برعلم و دانش در سایه وجدان کاری و با استفاده از نو آوری و خلاقیت می توانند پیشگامان رشد ، پیشرفت و پویایی جامعه در تمامی عرصه ها باشند و در اخیر نیز یک بیت شعر را تقدیم تمام خوانندگان گرامی شما می کنم :
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چرخ واژگون کنم ار غیر مرادم گردد.

۱۳۹۰ اسفند ۲۵, پنجشنبه

احساس سرد

یخ زند احساس را از سردی رفتار تو

بُغض گیرد آبشار از لذت گفتار تو

چون گلی درآب دادی میرسد بردست کس
گربود بیمار بازم میشود بیمار تو

برمریضت جامۀ روزشکارت رُخ مزن
میکند اغفال ذهنش پیرن گل دار تو

می کشی شمشیر زیرچادر سبزوسیاه
جُوچه ها جاری شود از زلف دریابار تو

می پرد راز درون بابال اشک از آشیان
تاسیال ودوست بیند تاجر بازار تو

۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

فراخوان مقاله

انجمن نویسندگان بامیان؛ به مناسبت هفدهمین سالگردشهادت استادشهید مزاری(رح) ،جزوه (ویژه نامه) ای رابه چاپ میرساند، عنوان که به این ویژه نامه داده شده است "مقالات؛ پیرامون دیدگاه ها وشخصیت استاد شهید مزاری" می باشد.

بنابراین ازعلاقمندان صمیمانه تقاضا به عمل می آید ،بایک دید نو بموضوعات مربوطه نگرسته، عنوان مقاله راکه میخواهند بنویسند به ایمیل tawallahmahjour@gmail.com بفرستند تا ازتداخل عناوین جلوگیری صورت گیرد ودرصورت وجود تداخل بانویسنده تماس گرفته می شود.
مقالات که نوشته میشود،از3 صفحه A4 ،فونت 12، درمحیط وردکمترنباشد،ومطابق باگستردگی موضوع حدنهایی 6 صفحه بوده وبعدازتکمیل شدن مقاله همرا بایک قطعه عکس (نویسنده ) به ایمیل فوق فرستاده شود وآخرین مهلت ارسال مقالات؛28 دلو 1390 میباشدو مقالات بعد ازبازبینی هیأت موظف بچاپ داده می شود.
                                                                                              بااحترام
                                                                                    بخش فرهنگی انجمن نویسندگان بامیان

۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

مولوی و نگاه او بدوست

دوستی ابله بتــــراز دشمنیست
او به هر حیله که دانی راندنیست         (مثنوی، دفتر دوم ،بیت 2015 )
روابط انسان با انسان یکی ازضروریات زندگی فامیلی،اجتماعی وجمعی است ودرعدم روابط، زندگی فردی بی مفهوم است چنانچه او از بدوحیات خویش به این نیازمندی پاسخ گفته وبرای حل مشکلات ونیازمندی های خویش باهمنوعان خودش روابط برقرارنموده وزمینه های آن را نیازمندی ها بوجود آورده اند .
روابط انسان باکی؟
انسان باسه گزینه آتیه روابط داشته است:
رابطه انسان باطبیعت:
این رابطه درآغازپیدایش بشریت در عالم هستی بگونه یک جانبه بوده وطبیعت خواسته های خشن خودش رابالای انسان اعمال نموده است وباپیدایش انقلاب سبز صنعتی این رابطه تغییر یافته، انسان طبیعت راتسخیرکرده وخواسته های خودش رابراوتحمیل نموده است واز این جهت نابسامانی های چندی رخ داده که انسان امروز در تلاش است تارابطه متقابل طبیعی، باطبیعت داشته باشد.
دوم رابطه انسان باماورای طبیعت(خدا):
این رابطه نیزدرطول تاریخ انسان،علاوه براینکه توسط انسانهای خاصی برقرارشده،گاهی رابطه گسترده و باشیوه ها وراه های مختلف وجود داشته و بیشتر دارای جنبه های هدایتی بوده و شیوه های زندگی دینی- الهی زاده این نوع رابطه انسان است. گاهی انسان خواسته های خودش رابه خدا گفته وگاهی هم از جانب او دستوراتی ، وعده ها و تهدید های رادریافت نموده است.
سوم رابطه انسان باانسان:
منظور مادراین نوشته همین نوع رابطه است که باعث بوجود آمدن محبت ودوستی میشود. روابط آدم وحوا(زن وشوهر)،بیانگرمرحله آغازاین روابط است وبعدازتکثرنسل بشر درروی زمین،زمینه های روابط انسان باانسان بیشترتوسعه یافته وابزاربرقراری روابط نیز انکشاف یافته وسهولت های اساسی وبنیادی دربرقراری روابط ایجادشده است. چنانچه درگذشته ها بااستفاده از نوشته های ابتدایی(رسم وخط) باهم روابط برقرارمیکردندولی امروز با وسایل پیشرفته ای دیگر مانند انترنت که ازجمله فرآورده های تکنولوژی مهم بشریت بحساب آمده ،پیام رسان ودایرت المعارف بشریت است، روابط برقرار میشود.
روابط انسان باانسان درسطوح مختلف وجود دارد وبمنظوربرآورده شدن نیازمندی های گوناگون برقرارمیشود ویکی ازکسانیکه ما بااو روابط گسترده داریم " دوست " نامیده میشود واوکسی است که درمسیرزندگی باماهمراه بوده وباخوشی ها ودردهای ماشریک است وما نیزبااوشریک هستیم ودرامورات زندگی ازش مشوره میگیریم وتصمیم گیریهای خویش را بااو شریک میسازیم .
بنابراین؛دوست هشیار وعقیل بازوی توانمندمابه حساب میآید، امّادوست جاهل ونادان ازدشمن هم خطرناک تراست،چون این دوست بصورت ناآگاهانه فعالیت های تخریبی انجام داده و به همان تعبیر خیلی معروف "درعوض اینکه ابروی مارااصلاح کند،چشم ماراکور میکند"وحتا وجود دوست جاهل و ابله روی اندیشه وعقل ماتأثیر منفی گذاشته وهشیاری مارا میکاهد ومقدمه ای افتادن درزباله دانی وتضعیف عقل ها، داشتن چنین دوست وهموزن شدن باافراد نادرست است. مولانارومی دراین زمینه میگوید :
هرکه با ناراستان همسنگ شد
درکمین افتادوعقلش دنگ شد             (مثنوی، دفتر دوم ، بیت 124)
هدف دشمن مشخص است که زیان میزندوعرصه رابرای انسان تنگ مینمایدوقبل ازتهاجم درمقابل اوآمادگی گرفته میشود ولی دوستیکه به نسبت جهل ونادانی اش ازدرون خنجر میزند، غیرپیش بینی شده وغیرقابل کنترول بوده ودرمقابل اوآمادگی وجود ندارد وازاین جهت است که ضربات اوبشدت کارگر میافتد وهمچون بیماری درونی، انسان را ازپا درمیآورد واین کاردشمنانه ازدوست بیخردوجاهل که انسان به اواعتماد هم ممکن داشته باشد سرمیزند ومولوی دوستی انسانهای بیخرد رادشمنی میداندکه نباید ازآن غافل بود:
دوستیی بی خردخود دشمنیست
حق تعالی زین چنین خدمت غنیست         (مثنوی، دفتر دوم ،بیت 1734 )
زیانهای راکه دشمن میزند،چنین توقعی ازاومیرود وممکن خسارات وارده ازسوی اوقابل جبران باشد،وبدلیل آمدگی ها موفق نباشد. لذاجفای دشمن عاقل ازستم دوستانه ای دوستان جاهل،بهتر است. زیراجهل وبیخردی دوستان بیخرد؛درکنارفعالیت های تخریبی،رشته های دوستی،محبت واعتمادرا نیزقطع میکندکه اثرات آن درطول سالهای متمادی وجود خواهد داشت و دشمن خرمند باوجود زیانهایکه میزند راهی برای دوست شدن درآینده میگذارد،بنابراین؛دشمنی خردمندان بهتر ازمهرومحبت بیخردان است. مولوی میفرماید :
زانکه ازعاقل جفایی گررود
ازوفای جاهلان آن به بود
گفت پیغمبرعداوت ازخرد
بهترازمهری که ازجاهل رسد         (مثنوی، دفتر دوم ، ابیات 1876 -1877 )
سلّی ودشنام شاهان(خردمندان)؛بهترازثناگفتن گمراهان است. زیراتهدید های خردمندانه اندیشه وران انسان را متوجه بسیاری ازمسایلی میکندکه متوجه نیست وعقده ایجاد نمیکند چون بی موجب نبوده است،امّا ثناگفتن بیخردان وگمراهان اکثرن از روی چاپلوسی ، عذری وطمع بوده وغرض آلودمیباشد:
مر ترا دشنام و سلّی شهان
بهتر آید از حدیث گمرهان              (مثنوی،دفتر دوم ، بیت 2585 )
مولاناجلال الدین محمدبلخی درادامه فرمایش می نمایند،زهریکه ازجانب دشمن عاقل نوشانده شود درمقایسه باآب حیات دوست بیخرد، شفادهنده میباشد ودوستیی که ازسوی دوستان ابله ونادان برسد بجزرنج ودرد چیزی دیگری نخواهد بود:
دشمنیّ عاقلان زین سان بود
زهر ایشان ابتهاج جان بود
دوستی ابله بود رنج و ضلال
این حکایت بشنو از بهر مثال          (مثنوی، دفتر دوم ، ابیات 1930 -1931 )
دراین زمینه مولانا،داستان جالبی راحکایت میکندکه شخصی به دوستی و وفاداری«خرس»؛اعتماد کرده است وانسانهای ابله وبیخردرامساوی باخرس میداندکه حتاروی دوستی ومحبت شان نباید اعتماد نمود.مردشکارچی،خرسی راازچنگال اژدها نجات داده وخرس نسبت به خدمتی که به اورسیده است ، باآنمرد وفادارمیشود:
اژدهایی خرس را در می کشید
شیرمردی رفت وفریادش رسید
خرس چون فریادکرد از اژدها
شیرمردی کرد از چنگش جدا
حیلت و مردی به هم دادند پشت
اژدها را او بدین قوّت بکشت          (مثنوی، دفتر دوم ،ابیات1932-1971-1971 )
زمانیکه خرس ازچنگال اژدهارهایی میابد،تحت تأثیرخدمتی که از جانب آنمرد به اورسیده است قرار گرفته وملازم اومیشود وازاوپاسبانی، مراقبت وسایبانی می نماید :
خرس هم از اژدها چون وارهید
وان کرم زان مرد مردانه بدید
چون سک اصحاب کهف آنخرس زار
شد ملازم در پی آن برد بار
آن مسلمان سرنهاد از خستگی
خرس حارس گشت از دل بستگی           (مثنوی، دفتر دوم، ابیات،2010 -2012 )
دراین حالت کسی اورامی بیندکه خرس ازش ملازمت میکند،به اومیگوید این خرس است و دوستی ودشمنی رانمیفهمد اوراباید ازخود دورکنی و اعتماد نمودن بخرس کار ابلهانه است:
آنیکی بگذشت وگفتش حال چیست
ای برادرمرترا این خرس کیست؟
قصه واگفت و حدیث اژدها
گفت برخرسی منه دل ابلها             (مثنوی، دفتر دوم، ابیات2013 -2014 )
ولی شکارچی فکرمیکندکه حسادت او مانع تحمل خرس ازملازم بودن بامن شده است و تحمل این را ندارد که خرس را ملازم و محافظ می ببیند ، به اومیگوید تنها به خرس بودن آن نگاه نکن بلکه ببین چه میکند:
گفت ولله ازحسودی گفت این
ورنه خرسی چه نگری؟این مهربین
گفت رو رو کارخود کن ای حسود
گفت کارم این بدو رزقت نبود             (مثنوی ، دفتر دوم ابیات 2016 -2019 )
امابعدازمدتی آنمردبرای رفع خستگی درجایی میخوابد وخرس ازاومراقبت نموده همانند انسانهای ابله و بیخرد که به چاپلوسی پرداخته باشد،پشه های اوراپراگنده میکندتااسباب مزاحمت اونشوند ولی مگسی لجوجی باسماجت چندین باربرگشته وتوسط خرس رانده شده و باز برمیگردد:
شخص خفت وخرس میراندش مگس
وزستیر آمد مگس زو باز پس
چند بارش راند از روی جوان
آن مگس زو باز می آمد دوان              (مثنوی ،دفتر دوم، ابیات2124 -2125 )
خرس خشمگین شده وکاسه صبرش راپشه ای سموج لبریزساخت. تخته سنگی راباقدرت تمام برای کشتن پشه برگرفته برگشت،دیدبازهم همان پشه درروی او نشسته است:
خشمگین شد با مگس خرس وبرفت
برگرفت ازکوه سنگی سخت زفت
سنگ آورد و مگس را دید باز
بررُخ خفته گرفته جای ساز              (مثوی، دفتردوم، ابیات2126 -2127 )
خرس باهمان سنگ آسیاب مانند،پشه رامیزند و پُست، گوشت واستخوان سرشکارچی خوردوخمیر میشود:
برگرفت آن آسیا سنگ و بزد
برمگس تا آن مگس واپس خزد
سنگ روی خفته راخشخاش کرد
این مثل برجمله عالم فاش کرد              (مثنوی،دفتر دوم ، ابیات2128 -2129 )
مثل را که این این داستان فاش شد چه بود؟ : مولوی میگوید :
مهر ابله مهر خرس آمد یقین
کین او مهر است و مهر اوست
عهد اوسست است وویران وضعیف
گفت اوزفت ووفای او نحیف
گر خورد سوگند هم باور مکن
بشکند سوگند مرد گژسخن
نفس او میر است و عقل او اسیر
صد هزاران مصحفش خودخرده گیر       (مثنوی، دفتردوم ،ابیات 2130 -2133 )
ابله وخرس دوستی شان باهم مساوی اند ، از تشخیص سود وزیان عاجزاند وجاهل نیز در همین شمار است ولوباتودوست وهمدل باشد، ولی از روی جهلش به تو صدمه می زند، سرنوشت همان مرد شکارچی سرنوشت کسانی است که باانسانهای ابله و بی خرد دوست میشوند و به آنها اعتماد میکنند:
جاهل ار با تو نماید همدلی
عاقبت زخمت زند از جاهلی
دوستیی جاهلی شیرین سخن
کم شنوکآن هست چون سم کهن           (مثنوی ، دفتر پنجم ،ابیات1424-1431)
مهرجاهل همانند مهر خرس می باشد و چه خطرناک مهری وجاهل چون از عقلش استفاده نمی کند و عقلش در اسارت است ،همواره در خطا میرود :
مهر جاهل را چنین دان ای رفیق
گژرود جاهل همیشه در طریق          (مثنوی ، دفتر دوم ،بیت 327)
بعنوان نتیجه میتوان چنین نوشت که از دید و نگاه مولانا جلال الدین محمد بلخی ، دوستی با افراد ابله و جاهل همانند دوستی باخرس است ، بدبختی زمانی به انسان رونما میگردد که دوستان شخصی ، ابله ، جاهل و نادان باشند چون در مسیر زندگی انسان از آنها مشورت گرفته و در کارها شریک شان میسازد ، لذا در زمان انتخاب دوست باید دقت نمود تا "ابلیس های آدم رو"بعنوان دوست انتخاب نشوند :
چون بسی ابلیس آدم روی هست
پس بهر دستی نباید داد دست        ( مثنوی ، دفتر اول ،بیت 316)
پس دوست واقعی کیست؟ چه کسی راباید بعنوان دوست انتخاب کرد؟وباچه ملاکی میتون اورا تشخیص داد؟ شاید این یکی ازمشکل ترین پرسش های باشد که نمیتوان به سادگی به آن جواب گفت،زیراشناخت افرادبدلیل اینکه تغییر ماهیت وچهره میدهند،مغلق وپیچیده است .ولی مولوی یک اصل کلی رابیان میداردکه براساس آن میتوان دوست گزینش نمود ونه تنها ازاین انتخاب برخویش صدمه نزدبلکه دوست رانیز نفرین نکرد:
گرنخواهی دوست را فردا نفیر
دوستی باعاقل وباعقل گیر           (همان ،دفتر دوم،بیت 2692)

۱۳۹۰ بهمن ۹, یکشنبه

انتخابات داخلی در شورای ولایتی بامیان

قرار است بزودی انتخابات درونی شورای ولایتی بامیان برگزار گردد. و اینکه رئیس این شورا کدام یکی از اعضای شورای ولایتی بامیان خواهد بود پای حدس وگمانه زنی لنگ است . ولی طوریکه شنیده می شود آقایان هریک مولوی یوسف ، حاجی احمدی ، حاجی خلیلی و آقای شفق کاندید ریاست شورا می باشند. یعنی چهار نفر کاندیدمی باشند و چهار نفر دیگر رأی دهنده که همه رأی دهنده گان بجز واحدی بهشتی زنان است.
قبلا ریاست شورا ولایتی را شهید جواد ضحاک بعهده داشت ، که بگفته  یکی از اعضای این شورا وقتی که آقای ضحاک یکی از رئیس ها را بدفتر شورا فرامیخواند او بخود میلرزید .
گرچه این شورا بعد از شهادت رئیس فقید خودش جواد ضحاک ، رئیس دیگری را تجربه کرده است ولی او بصورت انتصابی از سوی اعضای این شورا بوده است . این بار که قرار است برای مدت یک سال رئیس ، معاون ومنشی انتخاب شوند ، فکر نمی کنم بازماندگان بتوانند جای شهید ضحاک را بنحوی پرنمایند ویاحد اقل نقشی را که از شورای ولایتی توقع می رود بتوانند ایفاکنند.