۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

بامیان امروز ، حقایق پشت پرده را از پشت پرده میگوید !

اخیرا وبلاک بنام " بامیان امروز" که نویسنده آن فرد ناشناس می باشد ، به نشر می رسد ، او ادعا دارد که یکتن از کارمندان ادارات دولتی محلی بامیان است و میخواهد آنچه به عنوان حقایق موجود است ولی در پشت پرده مانده اند و تا هنوز کسی نگفته است ،و کسانی هم از افشا شدن آن می هراسند،  بیان  و افشا نماید !
برای من جالب اینجاست که یک نویسنده حقیقت شناس و حقیقت گو چگونه می تواند خود را در پشت پرده های ضخیم مخفی نگهدارد؟ و چگونه خود را از دید محرومین و کسانیکه حق شان بزورگرفته شده است پنهان نگهدارد ؟  و مردم اورا نشناسند تا با او هم صداشده وچتر غاصبین و جنایت کاران را برچیند ؟ بدون شک ، در دوصورت امکان دارد که یک نویسنده چنین کند ، اول اینکه در تحت قلمروحکومت جابرانه ای باشد  که زبان فرد حق گورا در صورت گفتن از پشت سرش بیرون آورد و دلایل برتأثیرگزاری بیشتر بیانش از پشت پرده گفتن موجود باشد ، دوم اینکه ، فرد از توتعه و شایعه سازی های که انجام میدهد بهراسد که مبادا افشا شده و در چنگال قانون سپرده شود ، علارغم موجودیت چالشهای آزادی بیان  و مطالب که نویسنده " بامیان امروز " نشر می کند ، در خفا بودن او گزینه اول است و یا دوم ؟
به نظرمن نویسنده وبلاک " بامیان امروز " فرد جبونی است که از ترس خود را مخفی نگهداشته است ، و حقایق پشت پرده را میخواهد از پشت پرده بیان دارد، از همان جایکه حقایق زندانی شده اند ، چرا ؟ برای اینکه علارغم موجودیت آزادی بیان در شرایط کنونی ، باید بیاد داشت ، کسانیکه حقایق را گفته اند ،زبان شان  از پشت سر بیرون کشیده شده اند ولی خود شان را مخفی نکرده اند و فعالیت های شان هم مأثر بوده است ،مانند ابن سکیت در تاریخ اسلام.

۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه

انسان دوستی در اشعار علامه شهید سید اسماعیل بلخی


طرفدار بشر هرگز مخوانش

هرانکس خود پرستی اشتغال است

تبری جو زاستبداد و اهلش

که شاخ کبر آخر پایمال است

به ظالم خصم بر مظلوم یاور

همین قانون پاک اعتدال است

علارغم اینکه انسان فطرتاً خود خواه ؛ خود پرست و سود جو است ؛ فرصت مهار کردن این بعد ناشایت برایش داده شده و میتواند خود خواه ؛ نه ؛ بلکه عدالت خواه باشد. این حالت زمانی برای انسان رخ میدهد که آنچه را به خود می پسندد به دیگران هم روا داشته و از محنت همنوع خودش رنج برد.

علامه شهید بلخی در ابیات فوق خود پرستی را در تضاد با طرفدار بشر بودن؛ دانسته و کسانیکه همه چیزرا برای خود و یا همانند هتلر برای نژاد خاص خودشان میجویند ؛‌ از میان طرفداران بشر ؛ بیرون کشیده و خارج میداند و در عین حال برائت و دوری از استبداد را ضروری دانسته و دست های آسمان خراش آن را شکننده توصیف نموده و دشمنی باظالم و دفاع از مظلوم را قانون پاک و توشیح شده حکومت عدل میداند.

بدون شک ماهیت و انگیزه پیدایش و شکل گیری حقوق بشر در جهان معاصر ؛ دفاع از مظلوم است و او کسی است که بناحق جان و مال شان گرفته شده ویا حقوق را که بعنوان یک انسان دارد ٰ‌توسط افراد ظلم آفرین ؛ زیر پا گردیده است و ظالم در دادگاه بشري مجازات گردد تا عبرت براي ديگران شده و ظلم صورت نگيرد.

اين جاست كه دفاع از حقوق اساسي انسان ؛ كه او به لحاظ انسان بودنش دارد ،‌دفاع از كرامت انساني اوست و دفاع از ارزشهايي است كه او بدون در نظر داشت ، ‌لسان ،‌ مذهب ،‌ نژاد و جنسيت دارا مي باشد و در واقع نوع پرستي و انسان دوستي و خدمت به انسان است.

علامه شهيد بلخي ، اساس انسانيت را خدمت كردن به آدميت ميداند چنان ميفرمايد:

آدميت چه بود ، خدمت آدم كردن

نه كه رم دادن همنوع ، و يا رم كردن

از اين روست كه علامه شهيد بلخي انديشه كساني را كه مشوق به رهبانيت ، رياضت و انزوا ؛ اند و ميخواهند بهشت را از راه دعا ، نماز و اوراد مخصوصه بدست آورند ، بباد انتقاد گرفته و رضايت خالق را مشروط به رضاي خلق ميداند و لو آن خلق وابسته به هر نژاد و كيشي باشند ، علامه چه زيبا بيان ميدارد:

تا چند بازبان شده ايم آشناي خلق

خوش تر كه دل كنيم به غم مبتلاي خلق

سهو است پند صوفي و تمجيد انزوا

باشد رضاي خالق ما در رضاي خلق

بنابراين از ديد علامه ، ‌رضايت خدا فراهم نگردد مگر آنكه رضايت خلق او كه جامعه انساني است حاصل شود و رضايت خلق خدا بدست نيايد مگر اينكه از حقوق آنان دفاع صورت گرفته و از مظلوم در سايه محكوميت ظالم حمايت انجام گيرد.

علامه آن دل را که در آن درد خلق نیست ؛‌ مانند قبری میداند که از آن بوی عفن و آزار دهنده بیرون می آید و مایه عبرت است:

قبر است آن دلی که در آن درد خلق نیست

عبرت از این قبور گرفتن ضرورت است

او غفلت و بی خبری از ضعیفا و یتیمان را خطا میداند چنانچه میفرماید:

غفلت بسی خطاست ز ایتام خشک لب

ای آنکه خون خلق تورا باد غبغب است

اما امروز ؛ از خلق خدا بعنوان وسيله ، براي رسيدن به هدفهاي غير انساني استفاده صورت مي گيرد ، مردم قرباني خواسته هاي خود پرستانه كساني اند كه ادعاي رهبريت و زعامت خلق را تكيه كلام شان ساخته اند.

کسانیکه اداعای رهبریت مردم را دارند ولی خون خلق را میچوشند؛ به تجمل گرایی روی آورده اند ؛‌داد از اسلام میزنند ولی رفتار شان پلید تر از رفتار منکران آن است ؛ با تثبیت خود شان خلق را از صفحه روزگار منفی میکنند و به خلق بی توجه اند و زمانی توجه میکنند که به مردم نیازمند باشند مانند گرفتن رآی شان ؛‌ این ها موارد اند که روح را به آتش میکشد و خنده را بگریه مبدل میسازد ؛‌ مغاره نشینان بامیان در فصل سر زمستان خیلی در دناک است ؛‌قضایای شیر پور کابل ویرانی خانه های مردم و کاخ سازی وکیلان و وزیران از آنهم دردناک تر؛ آیا آنان از پول شخصی شان بلند منزل ساخته اند یا از پول بیت المال؟

اسلام دینی است که همواره با تجمل گرایی مبارزه نموده و شاگردان راستین این مکتب برکاخها حمله برده اند که نمونه آن را میتوان در زندگی و مبارزات ابوذر غفاری جستجو نمود ؛‌ ابوزر خطاب به خلیفه مسلمین ! که به کاخ نشینی روی آورده است و کاخ مجللی ساخته میگوید : ای عثمان ! " اگر این کاخ را از مال خودت ساخته ای اسراف کرده ای و اگر از بیت المال خیانت "

مگر استفاده از مال بیت المال خیانت نیست ؟ مگر ویران کردن خانه های مردم ظلم نیست ؟ مگر صد ها دل را براي تجليل بزم شان خونين نساخته اند ؟ علامه بلخي گويا صريح به اين نكته اشاره نموده و ميگويد:

هزاران دل شود خون تا كه بزمي دلكشا گردد

جدا هرزخم دل ، بر بزم ساز دلكشا خندد

قايد مردم نشايد گفت آنكس را كه او

باني تعمير خود شد از خراب ديگري

خويش را هردم مكن از خون مردم كامياب

تانياشامد زخونت كامياب ديگري.

چه کسی را میتوان رهبر خلق خطاب کرد ؟ چه کسی میتواند ادعا کند که من رهبر و رهنمای خلق هستم ؟ آیا آنکس که خون خلق میخورد ؛ رهبر خلق است؟ آنکه از دست مزد بیچارگان و ضعیفان کاخ مجلل ساخته است؟ ویا آنکه بعد از مرگ یک جوره نعلین و یک عینک شکسته برای فرزندان خودش به ارث میگزارد در حالی که زمام دار یک کشور است؟ کدام یک ؟ کسانیکه در کشور ما ادعای رهبری دارند ؛ شبه کدام یکی هستند؟

علامه شهید بلخی خطاب به خلق خدا و مردم میگوید که رهبر تو آنکس نیست که راحتی خودش را در رنج تو جستجو می کند ؛‌ تورا به زحمت می اندازد تا خودش و نسلهای آینده اش به راحتی زندگی نمایند ؛‌ او طبیب تو نیست ؛‌ از او مرهم زخمهای دلت را در خواست مکن:

نیست رهبر بتو گر راحتش از زحمت توست

از طبیبی که خورد خون تو مرهم مطلب

بنا براین انسان دوستی و نوع پروری در کشور ما واژه های معلق در هوا اند و مصداق عینی خودشان را پیدا نکرده اند و انسانی تا هنون ظهور نکرده تا چهره عملی این واژه ها از وجود او سر برآورده و مرهم دل زخم های مردم شده باشد ؛ همه جا و همه کس خود خواه و قوم پرست است و جای انسان دوستی و نوع پروری بگفته علامه بلخی ؛ خالی است:

ای نوع پرستی به جهان جای توخالیست

مخصوص در این عصر وزمان جای تو خالیست

و در هر گوشه دنیا هرکسی فریاد انسان دوستی را سر میدهد ؛‌ بعدتر دیده می شود که انگیزه اش استعمار دیگران است نه خدمت به دیگران ؛‌بگفته علامه شهید :

هرکرا دیدم که شد غموار نوع

در دماغش غیر استعمار نیست

امروز در عوض این که دست ضعیفان توسط قدرتمداران گرفته شود ؛ خون آنان برای آسایش چند تن ریخته شده و قانون عدل که همان دفاع از مظلوم است زیر پا می گردد ؛ بقول شهید بلخی :

خون ضعیفان ریختن بهر مفاد چند تن

این جور بر بیچارگان از اهل ایمان کی رسید

ویا در جای دیگر اشاره بدین دارد که خون ضعیفان چگونه در بانک دیگری سرمایه گزاری می بشود:

پرکرده یکی بانک خود از خون ضعیفان

در بانک دیگری خون جگر افتاد

در این جاست که علامه ؛ انسان بودن را بدون صبغه انسانی محال میداند و صبغه انسانی همان پاک کردن وجود خود از رنگ وبوی حیوانیت است:

انسان نتوان بودن بی صبغه انسانی

بزدای نخست از خویش خاصیت حیوانی

آنان که بمردم ظلم روا داشته و میدارند ؛ ظلم و جور شان در تاریخ بشر و حافظه طبیعت ثبت شده و حتی با خاک مرگ پنهان نمیگردد ؛بقول علامه:

پرده داری کی تواند خاک بربیداد گر

نام بد باقیست گر ارباب استبداد مرد

وای بر احوال آن خونخوارکاو بعد مرگ

خلق گویندش که گرگ آکل اکباد مرد

بنا براین کسانیکه انسانی زندگی می نمایند ؛ انسانی می میرند و انسانها در عزایش متأثر می شوند ودر طول حیات شان از محنت همنوع و رنج همسایه شان که همان انسان است ؛‌محزون اند و عصای دست ضعیفان :

باقدرت و توان زبر ناتوان مرو

آری عصای کور گرفتن ضرورت است

ویا تمثیل انسان دوست:

چسان آسوده بتوان خفت " بلخی "‌

دل همسایه گر سیلاب غم داشت

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

برنامه تحکیم روابط بین حکومت و ملت در ولسوالی شبر

برنامه تحکیم روابط حکومت با ملت ، از طرف بنیاد انکشاف آغاخان در تاریخ 22 ماه عقرب مطابق با 13 ماه نوامبر سال 2010 در ولسوالی شبر ، با حضورداشت مقام ولایت بامیان محترمه دکتر حبیبه سرابی ،ریاست های دولت ، نمایندگان مردم درشورای ولایتی ، و شوراهای انکشافی محلی ،  به منظور استحکام روابط بین حکومت محلی و مردم ولسوالی مذکور ، تدویر یافت.
دکتر حبیبه سرابی در صحبت هایش ، نقش مردم را در حکومت مشارکتی برجسته خوانده و خواهان سهمگیری بیشتر مردم در امور بازسازی ، نوسازی و جلوگیر از آلوده شدن محیط زیست گردیده و ازدفتر ولایتی  بنیاد انکشافی آغاخان در بامیان که چنین برنامه ای را راه اندازی نموده ، قدر دانی نمود.

 عطامیر " محتاط " مسوول بخش انکشاف اجتماعی بنیاد انکشافی آغان در ولایت بامیان و پروان که اهداف برنامه را تشریح مینمود ، در قسمت از بیانات شان فرمودند که این برنامه در ولایت بامیان ولسوالی های پنجاب ، ورس و شبر و در ولایت پروان در ولسوالی شیخ علی و سرخپارسا  در دومرحله تطبیق میگردد که هدف آن استحکام روابط دولت با ملت ، دریافت مشکلات توسط نهادهای محلی ( ولسوالی ، شوراهای انکشافی ) ، ارایه آن به حکومت وساختن پلان سال آینده مطابق با نیازمندی و مشکلات مردم می باشد.
محمد عظیم فرید ، ولسوال ولسوالی شبر  در ضمن خیر مقدم به مهمانان گرامی گفت " در ولسوالی شبر تغییرات زیادی رونماگردیده و کارهای زیادی صورت گرفته است که در این میان نقش بنیاد انکشافی آغان برجسته می باشد".
فیض محمد " صباح " مسوو تطبیق برنامه تحکیم روابط حکومت با ملت در ولسوالی شبر میگوید که این برنامه مرحله  دوم است که در این ولسوالی راه اندزی شده و ما بستر را ساخته تیم تا حکومت  و مردم برای درک و حل مشکلات همدیگر صحبت نمایند و طرح نو برای حل مشکلات بریزند.
از سوی دیگر تعداد زیادی از مردم ولسوالی شبر از رفتن خانه و زمین های شان در نقشه سرک شکایت داشته و خواهان توجه دولت در جبران خسارات شان گردیدند ولی تا هنوز از طرف حکومت برای هیچ یکی از آسیب دیدگان همکاری صورت نگرفته است.

از اقبال آموختم

در ضمن عرض پوزش از کوتاهی های قبلی و عدم حضورم ، میخواهم با ابیات علامه اقبال لاهوری دوباره کارهایم را آغاز نمایم:

زندگی اندر خطر ها زندگیست
بی خطر ها زندگی شرمندگیست
در جهان نتوان اگر مردانه زیست
همچو مردان جان سپردن زندگیست

۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

اشتراک مردم بامیان در انتخابات


من به این خاطر آمده تارای بدهم که در کشور ما آرامی باشد و همگی به خوشی زندگی نمایند، جمله فوق گفته شیر احمد پیرمردی است که عصاچوب بدست داشته و در موهای سر وریشش سیاهی دیده نمی شود و بگفته ای خودش 95 ساله می باشد در حالیکه پسرش نیز همانند عصای دومی اورا کمک می کند ، در پای صندوق رای حاضر شده و بفرد دلخواه خود رآی میدهد.
شیر احمد میگوید : من آمده ام تارآی بدهم و بدین باور هستم که شاید رآی من کمکی باشد برای تقویت صلح و آرامی و من در زندگی خود همیشه از جنگ و بدبینی رنج برده ام و حالا که پای من در لب گور رسیده و امید چندای برای زندگی ندارم ولی برای فرزندان و مردم خود آرزو دارم که در آرامش و آسایش زندگی داشته باشند و یک لقمه نان گدایی نکنند.

هنوز میزان اشتراک مردم بامیان در انتخابات های گذاشته از یاد های نرفته و شیشه ای کمره های عکس آن صف های طولانی را در حافظه دارد و این مردم باشرکت های گسترده نفوس شان را تثبیت نموده و آراده شان را به نمایش گذاشته اند و این بار در انتخابات پارلمانی 27 سنبله نیز این مردم باشرکت شان اظهار داشتند که مردمی است مدنی ، دارای شعور سیاسی و حساس نسببت به سرنوشت شان و مهم تر از همه میخواهند آینده ای شان را بدست خود شان بهتر و زیبا بسازند و قدرت تشخیص افراد شایسته را نیز نسبتاً دارند.

شیر احمد بازهم برای آنعده جوانان که در اطرافش هستند توصیه می کند که من با این حالت ضعیفی که دارم آمده ام تا رآی بدهم و شما باید از همین جا بفهمید که رای دادن چقدر مهم و حیاتی می باشد.

فاطمه یکی دیگر از چاقو سفیدان است و بگفته خودش 76 ساله می باشد و با پای پیاده و بروی عصا چوبش تکیه کنان در پای صندوق های رای حاضرشده و میخواهد بیکی از خانم ها رآی دهد و بدین باور است که باید برای زنان حق داده شود تا در کار های دولتی سهم بگیرند و دختران باید به مکتب فرستاده شود و رآی دادن برای ما مردم که در گذشته به شمار نمی آمدیم خیلی ضروری می باشد.
جواد، جوان 19 ساله از باشندگان ولسوالی شبر که برای اولین بار در انتخابات شرکت می نماید میگوید : در گذشته ها من حق نداشتم که رای بدهم چون هجده ساله نشده بودم و حالا خیلی خوش حال هستم که سن قانون را پوره نموده ام و رآی داده می توانم و تمام کسانیکه کارت گرفته بودند امروز آمده اند تا رای دهند

شیر احمد وقتیکه رای را به صندوق انداخت احساس سبوکی نمود گویا یک مقدار وزن را از دوشش دور کرد و گفت : "همین رآی دادن برای من یک وظیفه بود که انجام دادم "

۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

نگرانی از شفافیت انتخابات پارلمانی در بامیان

"می خواهم به نامزدی رای بدهم که از بین مردم برخاسته باشد، درد و رنج مردم را خوب درک نموده و نماینده دلسوزی برای مردم افغانستان در پارلمان باشد؛ اما امیدوارم تقلب صورت نگیرد." این نکته را سمیلا دختر جوانی که دریشی چسب سیاه و عینک های آفتابی به چشم داشت، در حالی که به پوستر انتخاباتی یک نامزد خیره شده بود، بیان داشت.

سمیلا علاقه ی زیادی دارد تا تمامی نامزدان ولایت بامیان را به خوبی بشناسد؛ اما نه از روی شعار، عکس و پوسترهای انتخاباتی آنان؛ بلکه او می خواهد با خط مش و برنامه ی کاری که نامزدان برای خود ترسیم کرده اند آشنا شود.
رای دادن آگاهانه و بر اساس طرح و برنامه انتخاباتی نامزد، یکی از آرزوهای سمیرا است.
او می گوید: "در چندین انتخابات گذشته مردم بیشتر به تصاویر و پوسترهای رنگین نامزدان رای دادند. شمار اندکی از مردم به طرح و برنامه ی نامزدان توجه داشتند؛ اما اکثر مردم زیر تاثیر شعارها و تبلیغات فریبنده ی شماری از نامزدان قرار گرفتند."
سمیلا امیدوار است این بار مردم آگاهانه تر از بارهای گذشته به پای صندوق های رای بروند و حضور شان در انتخابات پررنگ باشد.
اما موضوع تقلب و احتمال حضور اندک مردم در انتخابات به همین دلیل، موضوعی است که بسیاری از ساکنان بامیان، از جمله سمیلا نسبت به آن نگران است؛ اما سمیلا در عین حال ابراز امیدواری می کند که مردم از پیامدهای تقلب در انتخابات سال گذشته درس لازم را گرفته باشند و این بار چنین اتفاقی نیافتد.
او می گوید: "در انتخابات دوره های قبلی، مردم خیلی پیامدهای تقلب را احساس نمی کردند و آن را جدی نمی گرفتند؛ اما خوشبختانه می بینم که مردم بامیان، اندک اندک با هدف اساسی انتخابات آشنایی پیدا کرده و می دانند که اگر تقلب جای خود را به شفافیت واگذار نماید؛ آن وقت مردم شاهد یک پارلمان خوب با نمایندگان متعهد ومتخصص خواهند بود که این بیشتر از همه، به نفع شهروندان عادی جامعه است."
اما شهروندان زیادی در بامیان می گویند که احتمال تقلب در انتخابات پیش رو زیاد است.
حسین علی 40 ساله، شهروند بامیانی که پیشه ی دهقانی دارد می گوید: "مردم بامیان به نتیجه ی رای دهی باور زیادی ندارند؛ زیرا تقلباتی که در انتخابات قبلی صورت گرفت عملا نشان داد که رای مردم از اهمیت وارزشی برخوردار نیست."

شماری دیگر از شهروندان بامیانی، احتمال این که حتی شماری از کارمندان کمیسیون مستقل انتخابات نیز در زمینه سازی برای تقلب دخیل شوند را، مردود نمی دانند.
محمد ظریف حسینی، شهروند 25 ساله ای که در مرکز شهر بامیان سکونت دارد می گوید: " با توجه به تجربه ی انتخابات گذشته، کارمندان کمیسیون مستقل انتخابات که در ساحات دور دست کارمی کنند، در صورت نبود ناظرین، بر اساس وابستگی های که نسبت به برخی از نامزدان دارند، دست به تقلب خواهند زد."
او می افزاید به عنوان یک شهروند برای جلوگیری از این اتفاق، از احزاب سیاسی و نهادهای داخلی و بین المللی بی طرف، انتظار دارد که به روند نظارت انتخابات توجه لازم کنند.
اما شماری از آگاهان سیاسی مقیم بامیان احتمال صورت گرفتن تقلب را دست کم در ولایت بامیان خیلی اندک می دانند و تاکید دارند که در چندین انتخابات گذشته نیز در بامیان، تقلب در سطح خیلی پایینی صورت گرفت بود.
اسماعیل ذکی، هماهنگ کننده شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر در زون مرکزی می گوید: "در چندین انتخابات گذشته در بامیان، شکایتی از وقوع تقلب وجود نداشته، و اگر شکایتی هم بوده، نمی توانیم آن را خیلی قابل توجه و سرنوشت ساز عنوان کنیم."
اما با این حال، شماری از نهادهای مدنی و رسانه ای شهر بامیان احتمال بروز تقلب در انتخابات پیش رو را مردود نمی دانند و طی اعلامیه ای که چندی پیش صار کرده اند، خواهان پیشگیری از این اتفاق شده اند.
نهادهای مدنی؛ مانند کانون فرهنگی امام جعفر صادق، شورای جوانان تحصیل کرده کهمرد، انجمن علمی و فرهنگی محمد رسول الله، بنیاد انکشافی جوانان، کانون ملی و فرهنگی معلولین و معیوبین بی تعصب افغانستان و شماری از نهادهای دیگری که در شهر بامیان حضور دارند؛ چندی پیش در اطلاعیه ای نگرانی شان را از شفاف نبودن عملکرد های کمیسیون مستقل انتخابات در بامیان ابراز کردند.
در بخشی از اطلاعیه ی آنها آمده است: "در سال های گذشته، حضور مردم بامیان در انتخابات پر رنگ بوده و تقلب خیلی اندکی در بامیان اتفاق افتاده است؛ اما این بار عملکرد کمیسیون مستقل انتخابات در بامیان، از همین اکنون مشکوک و بی باور کننده است. تداوم چنین روندی ما را نسبت به شفافیت انتخابات نگران می سازد".
اطلاعیه این نهادها که در دوهفته نامه تفاهم نشر شده است، مواردی مانند، عدم شایسته سالاری در گزینش کارمندان ساحوی، تقلب در نمرات کسانی که برای کار در کمیسیون امتحان داده اند، محروم نمودن مردم از حق دست رسی به اطلاعات وعدم پاسخ گویی کمیسیون انتخابات به رسانه ها را، به عنوان موارد مشکوک عملکرد این کمیسیون یاد کرده است.
اما انصاری معاون آمر ولایتی کمیسیون مستقل انتخابات در بامیان با رد این اتهامات، از برگزاری انتخابات آزاد، عادلانه وبه دور از هرگونه تقلب، اطمینان می دهد. او موجودیت مکانیزم و دستورالعمل هایی که در دفتر مرکزی کمیسیون انتخابات ساخته شده و دراختیار دفاتر ساحوی قرار گرفته است را، از عوامل عمده جلوگیری از تقلب می داند.

۱۳۸۹ شهریور ۱۵, دوشنبه

مشوره و مشوره دهنده برای رأی دادن

مشورت نمودن گزینه ای است برای بیرون رفتن از مشکلاتی که بدان روبرو هستیم ، مشورت وسعت تفکر و اندیشه را افزوده و زوایای تاریک موضوع را باز می کند، موضوعات اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و ... که در زندگی انسان رو نما می گردد ، گاهی بقدری پیچیده و دارای ریشه های است که ما شاید متوجه آن نباشیم ومشورت مارا متوجه آن ریشه ها نموده و برپیچیدگی آن پی ببریم.


هرازگاهی دیده می شود که انسان در چهار راهی قرار میگیرد که که تشخیص راهی که خیر انسان در آن است مشکل بوده و عقل انسان از درک آن کوتاهی می کند ، عقل برای پیدا نمودن راه های حل مشکل در گل و لای فرو رفته و نمی تواند موضوعات را حلاجی نموده و راه درست را انتخاب نماید ، اینجا است که مشورت ارزش خود را در می یابد بگفته ای مولانا جلالدین محمد بلخی :

مشورت ادراک و هشاری دهد

عقل ها مــــرعقل را یاری دهد

مولانا بدین باور است که عقل از عقل دیگر قوت می گیرد:

عقل قوت گــــیرد از عقل دیگر

نی شکر کامل شود از نی شکر

در آموزه های دینی نیز اکیداً تأکید در مشورت خواستن شده است چنان حضرت علی کرم الله وجه می گوید : "هیچ پشتیبانی همانند مشورت نیست " گویی مشورت نیرویی است که انسان را از عمق بحران در آورده و دست نامریی است که از او حمایت می نماید .

موضوع مهم دیگری که طرح آن لازم می باشد ، شناخت اهل مشورت است ، درست ما به اهمیت مشوره پی بردیم ولی با کی مشورت صورت گیرد ؟ چه کسی میتواند یک مشاور خوب باشد ؟ وِیژگی های اهل مشوره کدامها اند ؟مولا نا رومی در پاسخ به سوالات فوق می گوید :

گفت امت مشورت باکی کنیم

انبیا گفتـــــــــــند با عقل سلیم

یعنی کسانیکه عقول شان از هر گونه پلیدی پاک است ، خواسته های شوم نفسانی ، مادیات دنیایی عقل آنان را احاطه نکرده اند ، از آنان باید مشورت گرفته شود .

یکی از گزینه هایکه همواره از آن مشوره گرفته می شود ، همنشین است ، لذا از همنشین بد باید دوری نمود ،زیرا علارغم اینکه مشورت نادرست او انسان را ذلیل میکند ، همنشینی با او نیز تهدید بزرگی بدست می آید چنانچه در ابیات شعری ام گفته ام :

گفت پیری برمرید خویش فاش

دور ازهم صحبت اوباش باش

همنشینت گر بود شخص پلید

برپلیدی ات دلیل آیــــــد پدید

نتیجه تاً میتوان اذعان داشت که انتخابات یک موضوع اجتماعی وسیاسی خیلی مهم بوده و سرنوشت مارا را رقم می زند و بعضاً انتخاب کردن نیاز به مشوره خواستن از دیگران دارد ، در همچو اموری از کسانی باید مشوره خواسته شود که چشمان عقل شان را تعصب و وابستگی های پوچ کور نکرده است.